خرید بک لینک

برگزاری هفدهمین دوره مراسم یادواره شهدای روستای اعلای سمنان

یادداشت جعفر سیّد

برابر آیین همه ساله هفدهمین یادواره شهدای گرانقدر روستای اعلا در شب خاطره آمیز اربعین حسینی با صفا و صداقت و دور از ریا و تماشا برگزار شد تا همچنان چراغ راه شهیدان روشن و روشن تر بماند.

مراسم امسال چند ویژگی خاص داشت. اول آنکه بعضی از اهالی روستا به خصوص جوانان در کاروان ارادتمندان و لبیک گویان سرور شهیدان پیاده به نجف و کربلا و سایر شهرهایی که قبور امامان مطهر علیهم السلام در آن واقع شده، عازم بودند. ویژگی دیگر حضور پر شور خیل نوجوانان و جوانان و حتی کودکان به همراه سالخوردگان روستا در این مراسم بود که نوید این را می داد که نهضت حسینی ادامه دارد و همچنان صدای یاحسین در روستا می خروشد.

در این مراسم معنوی آقایان سیدعباس دانایی فرماندار محترم، به همراه معاون خود رمضان نوچه و در معیت دکتر احمد همتی نماینده محترم مردم سمنان، مهدی شهر و سرخه و حومه، میهمان ویژه حجت الاسلام والمسلمین بارانی امام جمعه محترم مهدی شهر، حسن ارگی، فرماندار محترم مهدیشهر، زیاری بخشدار محترم سمنان، حجت الاسلام حدادی رئیس کانون مساجد، بابائیان مدیرعامل شرکت مخابرات، سیدمرتضی حسنی شریعت پناهی رئیس انجمن پیشکسوتان ورزش استان سمنان، استاد یداله بهار و حاج عباسعلی نقاشیان به نمایندگی از انجمن کومشیان مقیم تهران و آقای الهی مداح اهل بیت (ع) و برخی از فرماندهان سپاه، بسیج و نیروی انتظامی حضور داشتند.

دکتر محمدرضا خباز استاندار محترم سمنان که از میهمانان ویژه مراسم بود به دلیل اولویت کاری دیگر در این آیین حضور نداشت.

در آغاز توسط سیدهادی طاهری قرآن مجید با صوت زیبا تلاوت شد. آنگاه با نواخته شدن سرود مقدس جمهوری اسلامی و خیرمقدم حجت الاسلام رضایی امام جماعت روستای اعلا، مراسم با گزارش امیر اصغری رییس شورای روستای اعلا در باره فعالیتهای انجام شده در روستا آغاز شد. سپس مسئول برگزاری یادواره و یار دیرین شهدا، حاج علیرضا سلمانی اعلایی، که با سمت مدیرکل حوزه ستادی سازمان برنامه و بودجه کشوری هم انجام وظیفه دارد، با خیرمقدم به حاضران، سوابق و فعالیت های انجام یافته را برشمرد و از طرح احداث بنای سالن و مزار نمادین شهدای اعلا خبر داد. البته اینجانب دو سال پیش طرح جامعی برای مزار روستای اعلا به نماینده وقت سمنان و رابطان روستا تقدیم نمودم که با کم توجهی در حد جدول گذاری و شن پاشی مزار خلاصه شده بود و امیدوارم این طرحِ قبر نمادین که جزیی از آن طرح جامع است بتواند جامه عمل بپوشد.

پس از سخنان دبیر یادواره، نوبت به سخنران مراسم جناب حجت الاسلام والمسلمین بارانی امام جمعه محترم مهدی شهر رسید که همواره لحن عرفانی و مثال های جذاب وی برای مخاطبان قابل توجه است. ایشان اظهار داشتند اگر گوش انسان محرم راز باشد می تواند صدای حقیقت را بشنود و هرچه انسان خود را از حرام دور نگاه دارد به حق و حقیقت نزدیک تر می شود.

بارانی به دلیل حضور در مراسم دیگر پس از سخنرانی خود از ادامه حضور عذرخواهی نمود و در پی رفتن ایشان نماینده محترم سمنان و همراهانشان و نیز فرماندار و بخشدار و همراهانشان برای رسیدگی به خواسته های مردم اعلا از جمله جاده ده کیلومتری که طلسم و بلای جان اهالی شده، یادواره شهدا را ترک گفتند و اراده فرمودند تا به کاری که در سالیان متمادی صورت نگرفته، شبانه به این مهم بپردازند.

این اقدام ترک یک جانبه مسئولان، موجب تعجب و واکنش برخی اهالی از جمله محمد ناظمیان برادر دو شهید شد که انتقاد وی را در پی داشت.

لازم به اشاره است که روستای اعلا یکی از معدود روستاهای اصیل سمنان، به دلیل جاده پرخطر و فعالیت هفت کارخانه تولید کود و سموم دارویی و شیمیایی، که در مجاورت خانه های مردم قرار دارد، اخیراً تنفس را برای اهالی دشوار ساخته و هم بوی آزار دهنده دارد و هم بیماری زاست. همچنین مردم روستا به لحاظ آب و بهداشت هم در مضیقه اند و در مجموع پاک ترین انسان ها در بحرانی ترین شرایط قرار گرفته اند. این در حالی است که رییس جمهور محترم هم، درسمینار روستایی سالن اجلاس که در سال گذشته خود حضور داشتم و هم در سال جاری فرمودند: «افتخارم این است که خود روستایی ام و ما هرچه داریم از روستاست و باید به صفا و صداقت روستا بازگردیم.»

اینجانب در احوال مردم شریف اعلا چامه ای با جوهر دل سروده ام که سعادت نبود تا در حضور استاندار محترم و نماینده و فرماندار ارجمند بخوانم و غریبانه پس ازسخنان آقای بارانی در یادواره قرائت شد و در اینجا تقدیم خوانندگان عزیز می دارم تا در تاریخ و سوابق ادبی این دیار بماند. انشاء الله


احوال اعلا

در استقبال از شرکت مسئولان در مراسم یادواره شهدای روستای اعلا ی سمنان

جعفر سید

ای قدم بنهاده بر اعلای سمنان با وقار
با تو دارم حرف هااز دردهای بی شمار

با سلام روستایی خیرمقدم بر تو باد
دارد اینجا معرفت از روشنای لاله زار

از دیار سروی و ما مقتدای سروریم
پشت ما خم شد ولی از وعده های انتظار

عطر گندم می وزد از روستای ما هنوز
از تنور خانگی نانی نیفتاد از قرار

بوی نان هرجا رود، بخشیدن نان هم رواست
می پزد آش محبت با صفا هر خانوار

تپه های شرق اعلا راز دارد در دلش
از زمان باستان و پیش از آن هم یادگار

ریشه دارد تعزیه اینجا به سیصد سال هم
در محرم داستانی هست پر گرد و غبار

دسته های سنج چوبی هم حکایت آور است
از مصیبت ها که بوده سرور شیعه دچار

ادعایی نیست اما رتبه ی ما اول است
در تصادف ها و کشته طبق آمار و شمار

جاده است یا مار آدمخوار این پر پیچ و خم؟!
می کشد هر بار افسونکار، راه بی مهار

ده کیلومتر است تنها این مسیر لعنتی
کی شود رو راست، این بدخلق راه کج مدار؟!

گاز سمی در جوار ما نفس ها را گرفت
نیست دیگر بوی نعناع، بوی ریحان بهار

کارگاهی چند باشد دشمن آب و هوا؟!
چیست این تولید نفرت؟ از چه گشته واگذار؟!

مردمی دارد دیارم ساکت و آرام و رام
گرچه در دل می گدارد، چهره دارد اشکبار

آنقدر حجب و حیا در روستای ما پر است،
کس نمی پرسد چرا سامان نگشته هیچ کار؟!

گرچه می داند که کار زهره و بهرام نیست
مشتری جادو نکرده تا بر آرد او دمار

با وجود این، دولت را رعایت می کند
چشم خود پوشیده تا مجری نباشد شرمسار

می پذیرد کار تقدیر است و تقصیر فلک
«گه ز دست چرخ نالد، گه ز دست روزگار»

ترسم از این سختی و بدختی و رنج زیاد
چرخ را برهم زند ناگاه با ایل و تبار

کمتر از ده روستا از شهر سمنان مانده است
کی سزاوار است باشد روستایی در فشار؟!

از همین امروز فکری باید و حکمی قوی
تا نماند این دل از هر وعده ای دیگر خمار

با تأیید الهی – اربعین سال 1395

برچسب: نویسنده: هیراد شاکری تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 8:03

صفحه بندی