خرید بک لینک

من عاشق کتابم

چهارپاره – جعفر سیّد

به مناسبت برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

می خواند این دلم را

باغ کتاب با غم

می بینمش به شوقی

با چشم پاک شبنم

*

هر معرفت نهفته

در سینهxad ی کتابی

جانی تپیده در او

در شهر آفتابی

*

من عاشق کتابم

اما نجُستم او را

می جوید او همیشه

هر اهل گفت و گو را

*

در فکر حالم و او

مشکل گشای فردا

او رفته هر افق را

من خسته ماندم اینجا

*

می پُرسَدَم: «کجایی؟!

ای پاکباز عاشق

ماندی؟ و یا به راهی؟

گم گشته ی علایق!»

*

پیدا نکردم او را

در لحنش اشتیاقی است

کو آشنای جانم؟!

مهرش همیشه باقی است

*

یادش به خیر بادا

هر شب به وقت خوابی

سر می نهاده ام خوش

بر دامن کتابی

*

دامان سبز سعدی

بوی بهشت دارد

از روشنی، حقیقت،

از سرنوشت دارد

*

یک شب سراغ حافظ

اندیشه را خریدم

تا خلوت دم صبح

اسرار می شنیدم

*

کوتاه قصه، هر شب

با من کتاب دل بود

هر پرسشم همیشه

با یک جواب دل بود

*

اما چه شد که دیگر

من بی جواب ماندم

در گردش خیالی

اینگونه خواب ماندم

*

آیینه ی کتاب است

هرجا مقابل من

اما غبار و گرد است

بر دیده و دل من

*

کو آن عزیز دیرین

یک دم سخن بگوید؟

برگردد از سر لطف

غم های من بشوید

*

نا گه رسید حافظ

با هیچکس مگویید

دستی نوشت بر دل:

«لطفاً مرا بشویید»

7 اردیبهشت 1396


برچسبها: من عاشق کتابم چهارپاره – جعفر سیّد به مناسبت برگزا

برچسب: نویسنده: هیراد شاکری تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 4:18

صفحه بندی